تبليغاتX
اين صفحه را صفحه ی خانگی خود کنيد شهرام نساج :: شعر.سخن بزرگان.ترفند.اس ام اس.علمی.کتاب و..........
شهرام نساج
شعر.سخن بزرگان.ترفند.اس ام اس.علمی.کتاب و..........
علت قبول نشدن در كنكور 

اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري ندارد چرا كه سال 365 روز است درحالي كه: 

1)       در سال 52 تا جمعه داريم و مي دانيد كه جمعه ها فقط براي استراحت است ، به اين ترتيب 313 روز باقي مي ماند.

2)   حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است كه به دليل گرما ي هوا مطالعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است.بنابراين 263 روز.

3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است كه جمعاً 122 روز مي شود.بنابراين 141 روز باقي مي ماند.

4)    اما سلامتي جسم و روح روزانه 1 ساعت تفريح را مي طلبد كه جمعاً 15 روز مي شود. پس 126 روز باقي مي ماند.

5)   طبيعتاً 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز مي شود. پس 96 روز باقي مي ماند.

6)   1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفني لازم است . چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.اين خود 15 روز.مي ماند 81 روز.

7)   روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص مي دهند.پس 46 روز باقي مي ماند.

8)    تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند.پس 16 روز باقي مي ماند.

9)    در سال شما 10 روز را به بازي مي گذرانيد.پس 6 روز باقي مي ماند.

10)    در سال حداقل 3 روز به بيماري طي مي شود و 3 روز باقي مي ماند.

11)     سينما رفتن و ساير امور شخصي هم 2 روز را دربرمي گيرند.پس 1 روز باقي مي ماند.

12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.چگونه مي توان در آن روز درس خواند؟!!

آيا واقعا همينطور نيست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در دوشنبه 1386/10/10 و ساعت 22:50
دوست داريد فكر اطرافيانتان را بخوانيد؟ 
  آيا مايليد به افكار كسي كه در كنار دستتان نشسته است پي ببريد؟ اگر با افراد زيادي مواجه شده باشيم مي‌توانيم بسياري از افراد را حتي از نوع صحبت كردنشان بشناسيم‌. اما اين شناخت در مواجه حضوري با دانستن بسياري از حالات ثابت شده در علم روان‌شناسي بهترين فرهنگ نامة آدم‌شناسي را برايمان مي‌گشايد. با شناخت بيشتر افراد، ارتباطمان جهت دار مي‌شود و در مدت كوتاهي خواهيم توانست كه به هدف مورد نظر از اين آشنايي و ملاقات نزديك شويم‌. ايجاد رابطه صحيح باعث رشد عزت نفس در انسان مي‌شود و ارتباط ما با خودمان و اطرافيان تقويت مي‌شود.

ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در دوشنبه 1386/10/10 و ساعت 12:32
از طرف یک انسان خوشبخت 
من و همسرم يك زندگي عاشقانه داريم زيرا...
    
    1 - براي همديگر وقت صرف مي‌كنيم‌.
    2 - به همه مي‌گويم كه دوستش دارم‌.
    3 - براي قدرداني از محبت‌هايش‌، نامة عاشقانه‌اي برايش مي‌نويسم‌.
    4 - در جمع از او تعريف مي‌كنم‌.
    5 - وقتي غمگين است سعي مي‌كنم ناراحتي‌اش را بفهمم و او را درك كنم‌.
    6 - هميشه در اتفاقات خوب و مهم زندگي او را سهيم مي‌كنم قبل از اين كه ديگران چيزي بدانند.
    7 - در همه مراحل زندگي باهم برنامه ريزي مي‌كنيم‌.
    8 - همواره مراقبش هستم و به نيازهايش توجه خاصي نشان مي‌دهم‌.
    9 - آرامش را در همه حال حفظ مي‌كنم‌.
    10 - باورهايم را نسبت به او همواره حفظ مي‌كنم‌.
    11 - پس از به پايان رسيدن روزهاي پرتحرك‌، شب‌ها همه چيز را برايش تعريف مي‌كنم‌.
    12 - اولين كسي هستم كه تولدش را تبريك مي‌گويم‌.
    13 - به كارهايي كه برايم انجام مي‌دهد توجه مي‌كنم و قدردان محبت‌هاي او هستم‌.
    14 - ازدواجمان را از موهبت‌هاي الهي مي‌دانم‌.
    15 - براي سلامتي‌اش صدقه مي‌دهم‌.
    16 - در يك مكان يادداشتي محبت‌آميز برايش پنهان مي‌كنم و او را راهنمايي مي‌كنم تا پيدايش كند.
    17 - در همه لحظات زندگي با گذشت رفتار مي‌كنم‌.
    18 - سعي مي‌كنم كه هميشه سرزنده و شوخ طبع باشم‌.
    19 - كارهايي كه نشان دهندة محبتم نسبت به اوست برايش انجام مي‌دهم‌.
    20 - هرگاه از او خيلي عصباني هستم به نكات مثبتش هم فكر مي‌كنم‌.
    21 - اگر احساس كنم از وسايل شخصي‌اش چيزي كم دارد ولي خودش نمي‌خرد، حتماً برايش تهيه مي‌كنم‌.
    22 - همه هدايايي را كه به من داده است‌، از صميم قلب دوست دارم‌.
    23 - هميشه دل آرام يكديگر هستيم‌
|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در دوشنبه 1386/10/10 و ساعت 12:27
نحوه آزمون استخدام : 

يك كار فرما  ِ اشخاص مورد نیاز خود را با یک آزمون ساده استخدام مینمود  :

 

 اين موضوع را از يك روستا زاده شنيدم  :

او ميگفت : در زمان قدیم در  روستاي ما اربابي بود كه زمينهاي كشاورزي وسيع و دامداري داشت  و براي اينكه چوپان براي گله اش  استخدام كند ؛ يك فرمول خاص داشت .

ارباب متقاضيان چوپاني را به دفترخود  ( اطاقك يا منزل ) دعوت ميكرد و پس از چند دقيقه مي گفت  : برو و خبرت ميكنم .

گاهي اوقات كسي را اصلا خبر نمي كرد و گاهي اوقات يكدقيقه بعد خبر ميكرد و استخدام هم ميكرد .

به نظر شما چگونه ؛ چوپان را مورد آزمايش قرار ميداد  ؟

 

شايد درست حدس زديد :

ارباب پس از ورود  چوپان متقاضي به دفترش ؛ دستور ميداد كه سنگ كوچكي به داخل كفش  آقاي متقاضي بيندازند و سريع با شخص متقاضي خداحافظي مينمود و سپس برانداز و نظاره ميكرد كه آقاي متقاضي  نسبت به اين سنگ ريزه در كفشش چه واكنشي به خرج مي دهد و اگر ميديد كه آن شخص ؛  سريع  سنگريزه را از كفشش خارج مينمود ؛ او را استخدام ميكرد و اگر ميديد با همان سنگريزه داخل كفش راه ميرود ؛ او را رد مينمود

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در دوشنبه 1386/10/10 و ساعت 12:17
کارها و کمکهای کوچک در مجموع بزرگ میشود  

 

اگر كار كوچكي

با دقت و به طور مداوم واز روي محبت

انجا م شود

ديگر

كار كوچكي نيست

 

مردي در كنار ساحل دور افتاده اي قدم مي زد مردي را از فاصله دور مي بيند  كه مدام دولا مي شود وچيزي را از روي زمين بر مي دارد وتوي اقيانوس پرت مي كند. نزديك تر كه مي شود ، مي بيند مردي بومي صدف هايي را كه به ساحل مي افتد در آب مي اندازد .

- صبح بخير رفيق خيلي دلم مي خواهد بدانم چه مي كني ؟

- دارم اين صدف ها را داخل اقيانوس مي اندازم . الان موقع مد درياست واين صدف ها را به ساحل آورده و اگر آن ها را توي آب نيندازم از كمبود اكسيژن خواهند مرد .

- دوست من ! حرف تو را مي فهمم در اين ساحل هزاران هزار صدف اين شكلي وجود دارند . تو كه نمي تواني آن ها را به آب بر گرداني خيلي زياد هستند و تازه همين يك ساحل نيست ،نمي بيني كار تو هيچ فرقي در اوضاع ايجاد نمي كند ؟

مرد بومي لبخند مي زند دولا مي شود ودوباره صدفي را بر مي دارد و آن را در داخل دريا مي اندازد : براي اين يكي اوضاع فرق كرد .

 

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در دوشنبه 1386/10/10 و ساعت 12:12
آيا خدا با بندگان خود سخن ميگويد ؟ 

روزي خواجه حسن مودب شنيد كه عارفي بزرگ به نام ابوسعيد ابوالخير به نيشابور آمده و منبر ميرود و موعظه ميكند و از فكر و دل اشخاص خبر ميدهد ؛ خواجه حسن مودب كه يكي از مخالفين اهل عرفان بود و پول و ثروت دنيا او را مست كرده بود ؛ اين گونه سخنان را باور نمي كرد و آنها را غير واقعي مي دانست و بعلت كنجكاوي به شهرت ابوسعيد ؛ خواجه به مجلس ابوسعيد رفت و به سخنان او گوش داد ؛ در ميان سائلي برخاست و گفت : كمكم كنيد لباس ندارم .

 ابوسعيد از مردم امداد طلبيد و باز خواجه مودب با خود فكر كرد :

"خوب است لباس خود را به او بدهم " و دوباره فكر اوليه بر او غلبه كرد كه اين لباس گرانقيمت است و..... تا سه بار سائل كمك خواست و اين فكر مدام به مودب خطور كرد .

در اين بين پير مردي كه كنار خواجه مودب  نشسته بود از ابوسعيد  پرسيد:

آيا خدا با بندگان خود سخن ميگويد ؟

ابوسعيد گفت : بلي ! صحبت ميكند كما اينكه در همين ساعت ؛ خداوند به مردي كه پهلوي تو نشسته است سه بار فرمود : اين لباس را به سائل بده ولي او گفت اين لباس را از آمل برايم آورده اند و خيلي گرانقيمت است و آن را نداد

 

شيخ حسن مودب كه اين سخن بشنيد ؛ لرزه بر اندامش افتاد و برخاست و پيش شيخ رفت و بوسه بر دست شيخ زد و لباس خود را فوري به آن سائل داد و در زمره ارادتمندان شيخ قرار گرفت و...............

 

آيا تاكنون شما نيز متوجه  نداي خداوند شده ايد ؟

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در دوشنبه 1386/10/10 و ساعت 12:11
جملاتی از آنتونی رابینز 
اگر فکر کنید کاری را می توانید یا نمی توانید انجام بدهید٬ در هر دو صورت درست فکر کرده اید.

هیچ چیز معنایی ندارد مگر اینکه شما به آن معنا ببخشید.

اگر پیگیر باشید همیشه راهی پیدا می شود.

اگر بتوانید پنج یا شش "نه " را تحمل کنید آن وقت قادریدثروتمند شوید و می توانید زندگی دیگران را نیز تغییر دهید ولی افراد غالبا نمی دانند چگونه از پس حتی سه جواب "نه" بر بیایند.

شور و اشتیاق ٬ کلید همه کارهای من است . حتی در صحبت کردنم نیز شور و اشتیاق فراوانی به چشم می خورد.

یک تصمیم واقعی زمانی است که از هر کار دیگری دست بکشیدو فقط به آن چیزی بپردازید که قصد انجامش را کرده اید.

هر اتفاقی که افتاد مسئولیت آن را به عهده بگیرید.

سوال مناسب ٬ زندگی مناسبی را فراهم می آورد. انسانهای موفق کسانی هستند که سوالهای بهتری می پرسند و در نتیجه ٬ پاسخهای بهتری نیز دریافت می کنند.

انسانها با استفاده از امکاناتشان قادرند بهترین کارها را انجام دهند.

شما نظیر همان کسی خواهید شد که وقتتان را با او می گذرانید.

 

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در دوشنبه 1386/10/10 و ساعت 12:7
 

javacity

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












Javacity




JavaScript Codes
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران


www.irLearn.com

New Page 5

Congratulations!