تبليغاتX
اين صفحه را صفحه ی خانگی خود کنيد شهرام نساج :: شعر.سخن بزرگان.ترفند.اس ام اس.علمی.کتاب و..........
شهرام نساج
شعر.سخن بزرگان.ترفند.اس ام اس.علمی.کتاب و..........
وصیت نامه 

وصیت حضرت مولانا:

«شما را وصیت می کنم که در نهان و آشکارا از خداوند بترسید، در خوردن و خوابیدن و حرف زدن افراط نکنید، از گناهان بپرهیزید، روزه بگیرید و به نماز خواندن ادامه دهید، پرهیز از شهوت را دائماً مد نظر قرار دهید. صبرو ایستادگی و مقاومت در برابر آزار و اذیت مردم پیشه کنید. از هم نشینی با افراد ذیل و سفیل و عوام دوری کنید، همواره با اشخاص صاحب کرامت و معرف و صالح نشست و برخاست کنید. افراد خیر و نیکوکاری کسانی هستند که به انسان ها یاری رسانده و مساعدت کنند. سخن نیکو هم سخنی است که کوتاه و ناب  باشد. حمد و ستایش مخصوص خدای یگانه است. سلام بر اهل توحیددل»

باز آی، باز آی هر آنچه هستی باز آی              گر کافر و گبر و بت پرستی، باز آی  

این درگه،        درگه ناامیدی نیست              صدبار اگر تو   به شکستی   باز آی

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در پنجشنبه 1386/01/16 و ساعت 3:15
از مشکلات نگریزید 
اندر بلای سخت

ای آنکه غمگنی و سزاواری ----- وندر نهان سرشک همی‌باری
رفت آنکه رفت و آمد آنکه آمد----- بود آنچه بود، خیره چه غم داری؟
هموار کرد خواهی گیتی را؟----- گیتی‌ست، کی پذیرد همواری؟
مستی نکن که او نشنود مستی ----- رازی مکن که نشنود او زاری
شو، تا قیـامت آیـد زاری کن! ----- کی رفته را به زاری باز آری؟
آزار بیـش بیـنی زیـن گردون ----- گر تو به هر بهانه بیـازاری
گوئی گماشته است بلائی او ----- بر هر که تو بر او دل بگماری
ابری پدیدنی و کسوفی نی ----- بگرفت ماه و گشت جهان تاری
فرمان کنی و یا نکنی ترسم ----- بر خویشتن ظفر ندهی باری
اندر بلای سخت پدیـد آید ----- فضل و بزرگمردی و سالاری

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در پنجشنبه 1386/01/16 و ساعت 2:45
جوانی کجایی که یادت بخیر 
اَلا ای برآورده چرخ بلند
چه داری به پیری مرا مستمند
چو بودم جوان برترم داشتی
به پیری مرا خوار بگذاشتی
به جای عنانم عصا داد سال
پراکنده شد مال و برگشت حال
|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در پنجشنبه 1386/01/16 و ساعت 2:44
خدا رحمت کند خیام را 
این یک دو سه روزه نوبت عمر گذشت
چون آب به جویبار و چون باد به دشت
هرگز غم ایام مرا یاد نگشت
روزی که نیامدست و روزی که گذشت

     ....................................

در کـــارگــه کـــوزه گری رفـــــتم دوش
دیــــدم دو هـــزار کـــوزه گویا و خموش
ناگاه یکـــی کوزه بـــر آورد خـــــــروش
کــو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در پنجشنبه 1386/01/16 و ساعت 2:42
از خداوند خواستم که......... 
از خداوند خواستم تا غرور را از من بگيرد. گفت:« نه! بازگرفتن غرور کار من نيست..بلکه اين تويی که بايد آن را ترک کنی.»
گفتم پس کودکان و انسانهای معلول را شفا ببخش. گفت:« نه! روح کامل است و جسم زودگذر..مهم روح آنهاست برايم.»
خدايا به من شکيبايی عطا فرما. گفت:« نه! شکيبايی دستاورد رنج است..به کسی عطا نميشود.آن را بايد بدست آورد.»
پس به من سعادت ببخش ای بخشنده بزرگ. گفت:« نه! بازهم نه!خود بايد متعالی شوی..اما تورا ياری ميدهم تا به ثمر بنشينی.
|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در چهارشنبه 1386/01/15 و ساعت 15:15
ما تنها نیستیم 
اگر تنهاترین تنها ها شوم باز خدا هست.او جانشین همه نداشتن هاست.فرین و افرینها بی ثمر است..اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از اسمان هول و کینه بر سرم ببارد تو مهربان جاودان اسیب ناپذیز من هستی...ای پناهگاه ابدی.....تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی......  

دکتر شریعتی

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در چهارشنبه 1386/01/15 و ساعت 15:13
گابریل گارسیا مارکز 
۱۳ جمله از گابریل گارسیا مارکز

۱.دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که به من بخشیدی.

۲.هیچکس لیاقت اشک های تو را ندارد وکسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود.

۳.اگر کسی تو راانطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

۴.دوست واقعی کسی هست که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

۵.بدترین شکل دلتنگی برای کسی ان است که در کنار او باشی و بدانی هرگز به او نخواهی رسید.

۶.هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی ممکنه همین لبخند دیگری رو عاشقت کنه.

۷.تو ممکن است درتمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

۸.هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.

۹.شاید خدا خواسته که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسبی را به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکرگذار باشی.

۱۰.به چیزی که گذشت غم نخور به انچه پس از ان امد لبخند بزن.

۱۱.همیشه افرادی هستند که تو را می ازارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن فقط مواظب  باش که به کسی که تو را ازرده دوباره اعتماد نکنی.

۱۲.خود را فرد بهتری تبدیل کن و مطمن باش که خود را میشناسی قبل از انکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

۱۳.زیاده از حد خود را تحت فشار قرار ندهبهترین چیزها در زمانی اتفاق می افته که انتظارش نداری.

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در چهارشنبه 1386/01/15 و ساعت 15:9
برو طواف دل کن که کعبه خود سنگ است 
آنگاه که غرور کسي را له مي کنی

 آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني

 آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني

آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري

 آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي

 آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري

 مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟

 بسوي کدام قبله نماز مي گزاري که ديگران نگزارده اند......

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در چهارشنبه 1386/01/15 و ساعت 15:6
چی بگم 
سر سبزی نوبهار تقدیم تو باد                   آواز خوش هزار تقدیم تو باد

گویند لحظه ایست روئیدن عشق              آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در چهارشنبه 1386/01/15 و ساعت 2:20
اگه تونستی این کارارو بکنی مردی 

پنج کار را انجام بده آنگاه هر چه میخواهی گناه کن:

 

اول:روزی خدا را مخور.

دوم:از حکومت خدا بیرون برو.

سوم:جایی را انتخاب کن تا خدا تو را نبیند.

چهارم:وقتی عزرائیل برای گرفتن جان تو آمد او را از خود بران.

پنجم: زمانی که مالک دوزخ تو را به سوی دوزخ می برد در آتش مرو.

 

آنگاه هر چه می خواهی گناه کن

 حدیثی از امام حسین(ع)

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در چهارشنبه 1386/01/15 و ساعت 1:34
از سری کتابهای خانم م _حسینی 
                                    ترانه هایی از م ـحسینی

شب آرزوها

باز قراره روزو جارو بكنم

تا ميون شب بشيم با هم رها

روي آسمون شب ها راه بريم
بگيم از خاطره هاي لحظه ها
باز قراره توي آسمون شب
بچينيم ستاره ها سبد سبد
روي آسمون شب ها راه بريم
بگيم از عشق ستاره ها به هم
مي دوني كه از تو خوندن كارمه
توي هر ترانه ام سبد سبد
مي دوني ترانه هامو دوست دارم
چون كه از عشق تو پر مي شن فقط
چون كه از عشق تو پر ميشن فقط
بعضي شب ها ميري از پيشم ولي
توي هر ستاره اي هستي هنوز
وقتي كه نگاه شب كنده ميشه
مي دونم كه برمي گردي سوي نور
مي دونم كه برمي گردي سوي نور
بيا بازم همصداي هم باشيم
توي شب هاي سياه سرنوشت
بيا بازم همصداي هم باشيم
تا بگيم عشقو ميشه با عشق نوشت
تا بگيم عشقو ميشه با عشق نوشت
|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در سه شنبه 1386/01/14 و ساعت 16:36
كيمياگر از پائوليوكولو 
       " كيمياگر"
 "بزركترين دروغ جهان چيست؟
اين است كه بگوييم در لحظه ي مشخصي از زندگيمان اختيارمان را بر زندگي خود از دست مي دهيم و از آن پس سرنوشت بر زندگي ما فرمانروا مي شود. اين بزرگترين دروغ جهان است."
 
 
 

ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در سه شنبه 1386/01/14 و ساعت 16:26
از سری کتابهای خانم م _حسینی 
                           آفریدگار نوشته ی م ـ حسینی

 سارباني بر روي دريا راه مي رفت

تک و تنها
انگار آمده بود تا ساحل را در حقايق غوطه ور کند
ساربان حقايق را با دل امواج همسفر مي کرد تا در ساحل پناه گيرند
و ساحل هر لحظه تشنه تر مي گرديد
ساربان نه پير بود نه جوان ، نه زن بود ونه مرد
ساربان ميان عبايي پنهان بود و شالش تنها هويتش را هم در بر گرفته بود
پاهايش را گيوه اي نمي پوشاند
امواج آنها را در آغوش گرفته بود

 لطفا واسه مشاهده ی بقیه کتاب به ادامه ی مطلب برید.ممنونم


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در دوشنبه 1386/01/13 و ساعت 22:29
خدا رحمت کند لقمان رو 
(از نصايح لقمان به فرزندش)

فرزندم از چهار هزار حديث و حقيقت،  چهارصد نكته

و از چهار صد نكته،  هشت مورد را به ياد داشته باش

 دو چيز را هرگز فراموش نكن :يكي خدا و ديگري مرگ


دو چيز را زود فراموش كن:


بدي ديگران نسبت به خودت و خوبي خودت نسبت به

ديگران و چهار چيز را نگه دار:


۱- شكمت را سر سفرة مردم


۲- زبانت را در جمع


۳- چشمت را از ناموس ديگران


۴- دلت را سر نماز

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در دوشنبه 1386/01/13 و ساعت 1:39
میدونستید که.......... 
بدانید که:

 در دنیا سه طبقه مردم وجود دارند...

1- خردمندان که تجارب خود را می‌آموزند.
2- سعادتمندان که از تجارب دیگران استفاده می‌کنند.
3- بینوایان که نه از تجارب خود و نه از تجارب دیگران استفاده می‌کنند

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در دوشنبه 1386/01/13 و ساعت 1:9
واقعا بین بعضی چیزا فاصله ای نیست 
از دشمنی تا دوستـی، یک لـــبـخنـد؛
از جـدایــی تا پــیــــونـد، یک قــــــــدم؛
از تــوقــــف تا پیشرفت، یک حــرکــت؛
از عــــداوت تا صمیمیت، یک گذشـت؛
از شکست تا پـیـــروزی، یک شهامت؛
از عقب‌گـرد تا جــــهش، یک جـــــرأت؛
از نــــــفـرت تا عــــلاقـه، یک مـــحبت؛
از خـســـت تا ســخاوت، یک هــــمت؛
|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در دوشنبه 1386/01/13 و ساعت 1:8
میگم عجب حرفایی میزنن بعضیا 
وقتي انسان آرامش را در خود نمي بيند ، جستجوي آن در جاي ديگر كار بيهوده اي است.
دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند.
شما بدون تسلط بر خود نمي توانيد بر ديگران مسلط شويد.
اگر كسي تو را آنطور كه مي خواهي دوست ندارد، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجود دوست ندارد.(ماركز)
كسي را كه به شما شنا ياد داده غرق نكن(ضرب المثل انگليسي)
هميشه بوي عطر گل ب دستي مي ماند كه گل به شما هديه مي دهد. (ضرب المثل چيني)
مغز ما يك دينام هزار ولتي است كه متاسفانه اكثرمان بيش از چراغ موشي از آن استفاده نمي كنيم(ويليام جيمز)
اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست.(بودا)
انسان خوشبخت نمي شود اگر براي خوشبختي ديگران تلاش نكوشد.(دون سن پير)
آنكه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار به راستي، در اين جهان نيك بخت است.(بزرگمهر
|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در یکشنبه 1386/01/12 و ساعت 23:47
یه کمم به حرف اینا کن ضرر نمی کنی 
تنها كسي موفق مي شود كه به انتظار ديگران ننشيند.(شيللر)
هيچ چيز به جز يك هدف مشخص و معلوم ، نمي تواند روح انسان را آرام سازد

تنها كسي موفق مي شود كه به انتظار ديگران ننشيند.(شيللر)
آنجه جهان به ما ميدهد و آنچه خوشبختي نام دارد, بازيچه تقدير بيش نيست.(لاوات)

مهم نيست در كجاي اين جهان ايستاديم, مهم اين است كه در چه راستايي گام بر ميداريم.(هولمز)
سعي نكنيم بهتر يا بدتر باشيم, بكوشيم نسبت به خودمان بهترين باشيم.(ماركوس گداويد)
مهم نيست در كجاي اين جهان ايستاديم, مهم اين است كه در چه راستايي گام بر ميداريم.(هولمز)
سعي نكنيم بهتر يا بدتر باشيم, بكوشيم نسبت به خودمان بهترين باشيم.(ماركوس گداويد)

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در یکشنبه 1386/01/12 و ساعت 1:58
آموختن آسان نیست!  
آموختن آسان نیست!

خستگی هر آن در کمین است.

آزرده میشوی / احساس شکست میکنی.

شک میکنی که رها کنی و بگذری.

می خواهی برکناره روی و وانمود کنی که که اتفاقی نیافتاده.

اما نه! تو بازنده نیستی

که یک مبارزی

پیش از اینکه برنده باشیم باید بازنده باشیم.

باید گاه بگرییم تا بتوانیم روزی بخندیم.

باید ازرده باشیم تا روزی توانمند باشیم.

اگر پیوسته بکوشی و ایمان داشته باشی / در پایان پیروزی از آن تو خواهد بود

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در یکشنبه 1386/01/12 و ساعت 1:51
یا اباالفضل ممددی کن 

السلام علیک یا ابالفضل العباس

 تا کرب و بلا باشد بی خانه نخواهم شد

تا نوکریت دارم بیکار نخواهم شد

من مست ابالفضلم هشیار نخواهم شد

از خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در یکشنبه 1386/01/12 و ساعت 1:34
تلاش کنید تا موفق باشید 
در دنياي پيشرفته امروز اطلاعات متاع شاهان است عمل كردن ضامن هر موفقيت بزرگ است انچه كه براي ما اتفاق مي افتد تعيين كننده زندگي ما نيست بلكه انچه كه ما در قبال اتفاقات انجام مي دهيم تعيين كننده است هيچ چيز معنايي ندارد مگر همان معنايي كه ما به ان مي دهيم براي هر تلاش منظم پاداشهاي متعددي وجود دارد خود تلاش كن خود تجربه كن و خود لذتش را ببر
|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در یکشنبه 1386/01/12 و ساعت 1:19
اینم چندتا حرف حساب 

هر چه جزيره دانش انسان وسيع تر می شود ساحل شگفتی های او طولانی تر می گردد

نرمن وینسنت پیل:                                                                                                                                            وقتی همه نیروهای جسمی و ذهنی متمرکز شوند توانایی فرد برای حل مشکلات به طور حیرت انگیزی چند برابر می شود

 

از خردمند راهنمايی بخواهيد، از عقلش بهره مند شو ید، از اخلاق بدش خود را حفظ كنید و

حتما از فرو مايه نادان بگريز ید

ناپلئون:                                                                                                                                           آن قدر شكست خورده‌ام تا راه شكست دادن را آموختم

 

وقتي شخصي گمان كرد كه ديگر احتياجي به پيشرفت ندارد، بايد تابوت خود را آماده كند

 

كساني كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد

كسي كه در آفتاب زحمت كشيده، حق دارد در سايه استراحت كند

بهتر است دوباره سئوال كني، تا اينكه يكبار راه را اشتباه بروي

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در یکشنبه 1386/01/12 و ساعت 0:55
شما جز کودومایید؟ 
آنکس که بداند، و بداند که بداند ، اسب شعف از گنبد گردون برهاند … آنکس که بداند و نداند که بداند ، بيدار کنيدش که شبي خفته نماند … آنکس که نداند و بداند که نداند ، لنگان خرک خويش به منزل برساند … آنکس که نداند و نداند که نداند ، در جهل مرکب ابدالدهر بماند
|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در جمعه 1386/01/10 و ساعت 2:19
با ترس قهرکنید 

شجاع باش .

حتی اگر قلباً شجاع نیستی ،

به آن تظاهر کن .

هیچکس تفاوتش را نخواهد فهمید .

 

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در پنجشنبه 1386/01/09 و ساعت 1:10
فکر میکنید زندگی چیه؟ 

زندگی چیزی نیست که

انسان از سر می گذراند ،

چیزی است که انسان ، بیاد می آورد

و اینکه چگونه آن را

برای باز گفتن بیاد می آورد.

"گارسیا"

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در پنجشنبه 1386/01/09 و ساعت 1:8
بیایید بخشش را بیاموزیم 

او متوقف شده چون چهار چیز شنیده است :

(( تو همیشه اشتباه کردی))

((تو برای عوض شدن خیلی پیری ))

((تو خوب نیستی))

((تو شایسته نیستی))

آنوقت سر به آسمان بلند کرده و صدایی شنیده است :

(( همه اشتباه می کنند تو بخشیده شده ای ،

اما من نمی توانم علیرغم میل تو ،

تو را ببخشم ، تصمیم بگیر))

مبارز حقیقی راه روشنایی بخشش را می پذیرد .

"پائلو کوئیلو"

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در پنجشنبه 1386/01/09 و ساعت 1:6
میدونید واسه چی بزرگ میشیم؟ 

ما بزرگ می شویم...

بزرگ می شویم که نامردمی ها را یاد بگیریم.

بزرگ می شویم که صداقت را فراموش کنیم .

بزرگ می شویم که شکستن دل دیگران  برایمان را حت شود .

بزرگ می شویم که از دیگران ، از خودمان دور شویم...

 

و

"مثل همه ی رهگذرها ، فقط راه ِ رفتن را خوب بلد باشیم."   *

 

کاش یادمان می ماند که ما همان کودک پاک و ساده هستیم.

کاش لطافت پاک کودکی را هیچ گاه لکه دار نمی کردیم.  *

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در پنجشنبه 1386/01/09 و ساعت 1:5
نبینم ناراحتید 

اگر به سوگ آن چيزهايی نشسته ايد

که می خواستيد و بدست نياورده ايد

به تمام آن چيزهايی بينديشيد که نمی خواستيد

و بدست هم نياورديد .

 

 

ناراحت بودن برای آنچه نداريد نابود کردن چيزهايی است که داريد.

؛ کی کيز ؛

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در پنجشنبه 1386/01/09 و ساعت 1:3
مشکلات حل میشند اگر.... 

آرام باش 

توکل کن

تفکر کن

سپس آستین هایت را بالا بزن

آنگاه می بینی که  

دستان خداوند زودتر از تو دست بکار شده.

"امیر المومنین(ع)"

 

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در سه شنبه 1386/01/07 و ساعت 0:53
ما که از تو میگذریم ولی............. 
ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما کردي         تو بمان و دگران واي به حال دگران

 

مي روم تا که به صاحب نظري بازرسم        محرم ما نبود ديده ي کوته نظران

سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن           کاين بود عاقبت کار جهان گذران    

         از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران           رفتم از کوي تو ليکن عقب سر نگران      

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در یکشنبه 1386/01/05 و ساعت 2:34
چی بگم والا 
چون ز دری پای کشیدیم . کشیدیم

امید ز هر کس که بریدیم . بریدیم

 

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشه ی بامی که پریدیم . پریدیم

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در یکشنبه 1386/01/05 و ساعت 1:25
حکایتی از گلستان 

زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند، کم‌تر از آن خورد که ارادت(۱) او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که عادت او، تا ظن صلاحیت در حق او زیادت کنند(۲).

 

ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی!          کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است (۳)

 

چون به مقام خویش آمد، سفره خواست تا تناولی کند(۴). پسری صاحب فراست داشت؛ گفت: ای پدر! باری، به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید(۵). گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.

 

اى هنرها گرفته بر کف دست          عیب‌ها برگرفته زیر بغل

تا چه خواهى خریدن اى مغرور           روز درمانده‌گى به سیم دغل؟ (۶)

 

 

توضیحات:

 

(۱) ارادت: خواهش و رغبت* معنی جمله: کم‌تر از آن‌که دوست داشت بخورد، لقمه برگرفت

(۲) معنی جمله: تا او را بیش از آن‌چه در حقیقت بود، نیک‌سیرت و درویش‌صفت گمان کنند

(۳) ترسم: یعنی مطمئن‌ام (و نه به معنای «می‌ترسم»)؛ معنی بیت: ای مرد عرب! این راهی که تو در پیش گرفته‌ای به سوی ترکستان‌ است و به یقین به مکه نخواهی رسید.

(۴) تناولی کند: غذایی بخورد

(۵) معنی عبارت: جلوی چشمان شاه و ندیمان‌اش، چیز زیادی که سیرم کند نخوردم

(۶) ای کسی که خود را هنرمند بی عیب و نقص نشان می‌دهی و عیوب را پنهان و اندک خصایل نیک‌ات را عیان می‌کنی، گیرم که دنیا را فریفتی، در روز جزا با پول قلابی و اعمال ریاکارانه‌ی بی‌ارزش‌ات که در توشه داری، هیچ‌ات نفروشند و به هیچ‌ات نخرند

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در شنبه 1386/01/04 و ساعت 2:47
حکایتی از گلستان 

دو برادر، یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زور بازو نان خوردی. باری این توان‌گر گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی؟ گفت: تو چرا کار نکنی تا از مذلت (۱) خدمت رهایی یابی؟ که خردمندان گفته‌اند: نان خود خوردن و نشستن، به که کمر شمشیر زرین به خدمت بستن(۲).

 

به دست آهک تفته کردن خمیر           به از دست بر سینه پیش امیر(۳)

 

***

 

عمر گران‌مایه در این صرف شد           تا چه خورم صیف  و چه پوشم شتا؟

اى شکم خیره به نانى بساز           تا نکنى پشت به خدمت دو تا(۴)

 

 

توضیحات:

 

(۱) مذلت: خواری

(۲) دکتر «خطیب ره‌بر» در شرح این جمله نوشته است: «کمر شمشیر زرین»، شمشیری‌ست که غلامان سرای سلطان با کمربند زرین حمایل می‌کرده‌اند و به پاس‌داری می‌پرداخته‌اند

(۳) آهک: سنگی‌ست مخصوص که در ساختمان‌سازی برای سف‌کردن ملات از آن بهره می‌گیرند * معنی بیت: مزد عمل خویش خوردن، هر چند با مشقت فراوان هم‌راه باشد، به که در آسایش سرای سلطان خدمت کردن و نان خوردن، که آن‌را منت باشد و این‌را نه

(۴) صیف: تابستان * شتا: زمستان * در نسخه‌ی فروغی، در بیت دوم این قطعه، به جای «نانی» آمده «تایی» اما در بعضی نسخ دیگر هم‌آن «نانی»‌ آمده و من وجه دوم را ترجیح می‌دهم

 

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در شنبه 1386/01/04 و ساعت 2:44
دنیا چیست؟ 
 دنیاروچوپرسیدم من ازفرزانه ای              گفت : یا باد است ، یا خواب است ، یا افسانه ای

 گفتم آنها را چه گویی که دل براونهند ؟     گفت : یامستند ، یا کورند ، یا دیوانه ای

 
 گفتم ازاحوال عمرم گوکه بازهم عمرچیست ؟  گفت : یا برق است ، یاشمع است ، یاپروانه ای

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در پنجشنبه 1386/01/02 و ساعت 3:35
عرض تبریک سال نو 
سلام .سال نو مبارک.آرزوی سالی خوش سرشار از کامیابی در زیر سایه ی بزرگترها رو براتون دارم.تعطیلات خوش بگذره.

|+|
نوشته شده توسط شهرام نساج در چهارشنبه 1386/01/01 و ساعت 4:21
 

javacity

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












Javacity




JavaScript Codes
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران


www.irLearn.com

New Page 5